قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى
49
ارشاد الزراعه ( فارسى )
ريخته دينار به راه خداى * مالك دينار از او هر گداى شد بقدم خضر و مسيحا بدم * باور اگر نيست دم است و قدم دنيى و دينش ز يسار و يمين * دينش چو دنيا خوش و دنيا چو دين تا ابدش لطف ازل يار باد * خواب خوش و دولت بيدار باد وز نظر كج نظرانش إله * داشته در پردهء عصمت نگاه و صورت ساختن باغات و عمارات كه حضرت كامكار ، عدالت شعار بر مرآت ضمير فيضپذير و به جلاى خاطر خورشيد مآثر ، جلوه ده خيال مىفرمود ، سعى و اجتهاد آن عاقبت محمود و طالع مسعود هريك باندك زمانى برطبق مقصود تكميل مىيافت و چون صفات حميده و خدمات پسنديدهاش بر ضمير آفتاب تنوير حضرت سلطان نامدار جهانمدار ، واضح و لايح مىگشت ، از كمال غايت و رأفت در مجالس عاليش فرزند گفته ، انواع عاطفت و شفقت فرموده ، بخلعت و كسوت موهبت و مكرمت سرافراز مىگردانيد ، ساعت به ساعت و روز به روز مهماتش در ترقى و تزايد بود ، با وجود كثرت مهمات سلطانى و اشتغال امور ديوانى ، لطايف اوقات فرخنده ساعات را بوظايف عبادات و طاعات مصروف داشته و شرايف ايام نيكوانجام ، را بر تحقيق مسائل دين و تبيين مباحث يقين گذاشته ، لاجرم هر ساعت از مخزن بهجت و فيروزى ، خلعت دولتى بنوروزى مىيابد و هر روزش از معدن مسرت و بهروزى تازه گوهر مراد بدست مىآيد . نقش هر آرزو كه بر لوح ضمير منيرش ارتسام يافت زمانه آن را برطبق مقصود برطبق نهاد و صورت هر اميد كه در آئينهء فرخندهمآلش روى نمود ، روز به همان منوال بر منصهء ظهور جلوه داد . راه دين رفت و عز دولت يافت * دولت از پيروى ملت يافت لاجرم هر دمش بفيروزى * دولتى مىشود بنوروزى دوستدارش بجان و دل همه كس * جز بيادش نمىزنند نفس مدعا آنكه چون اين امور موروثى ايشان است بدانجهت ، خاطر شريف و